محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6733

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كردم كه زخمش را علاج كرد و مرهمى به دو داد . پس از رفتنش از زن طبيب دربارهء وى پرسش كردم . گفت : « دست خويش را بر زخم نهادم و گفتم : دم برار . و چون دم برآورد دم از زخم ، از زير دست من برون شد ، گمان ندارم از آن بهى يابد . » و چون برفت ديگر به نزد ما بازنگشت . يازده روز مانده از شوال اين سال ، قاسم بن عبيد الله ، حسين بن عمرو نصرانى را بگرفت و بداشت . قاسم پيوسته دربارهء وى به نزد مكتفى سعايت مىكرد و بد وى مىگفت تا دستورش داد كه او را بگيرد . وقتى حسين را گرفتند . دبير وى به نام شيرازى گريخت كه به طلب وى برآمدند و خانه هاى همسايگانش را ويران كردند و بانگ زدند كه هر كه او را بيابد فلان و به همان دارد ، اما يافت نشد . هفت روز مانده از همين ماه حسين بن عمرو را به منزلش فرستادند به شرط آنكه از بغداد برون شود . به روز جمعه اى كه پس از آن بود ، حسين بن عمرو برون شد و به صورت تبعيد ، سوى ناحيهء واسط رفت . سه روز مانده از ذى قعده شيرازى دبير وى درگرفتند . دو روز مانده از رمضان اين سال ، مكتفى بگفت تا مقررى سپاهيان را بدهند و براى رفتن به نبرد قرمطى به ناحيهء شام آماده شوند و به يك بار صد هزار دينار به سپاهيان پرداخت شد . سبب آن بود كه مردم مصر به مكتفى نوشته بودند و از آنچه از پسر زكرويه معروف به خالدار [ 1 ] تحمل كرده بودند شكايت كردند كه وى شهرها را ويران كرده و مردم كشته ، و نيز از آنچه پيش از وى از برادرش تحمل كرده بودند ، كه دو برادر مردانشان را كشته‌اند و جز اندكى از آنها نمانده‌اند . پنج روز رفته از ماه رمضان خيمه هاى مكتفى را برون بردند و به در شماسيه بپاكردند ، سرداران و غلامان و سپاهيانش نيز با وى بودند . دوازده روز رفته

--> [ 1 ] تعبير متن : صاحب الشامه .